X
تبلیغات
در شهر

به سئوالات فاقد نام و نام خانوادگی کامل و واقعی سئوال کننده پاسخی ارائه نمی گردد

از ارسال سئوالاتی از این دست جداً خودداری شود.

برخی از بازدیدکنندگان به اصطلاح عزیز ما ( و نه عموم آنان) ابتدائاً با ذکر حروفی از الفیا به عنوان حرف اول نام و نام خانوادگی، سئوال خود را ارسال داشته سپس با مراجعه بعدی و عدم دریافت پاسخ و با تدقیق در مقررات «وبلاگ حقوقی هاوار» متوجه می شوند بند یک از مقررات این وبلاگ تأکید داشته بازدیدکننگان عزیز لازم است نام و نام خانوادگی و محل اقامت خود را ضمن طرح سئوال مرقوم نمایند در غیر اینصورت نسبت به پاسخ سئوال مطروحه آنان اقدامی بعمل نمی آید. این دسته از بازدیدکنندگان پس از اینکه با این بند مواجه می شوند مجدداً سئوال را مطرح نموده نام و نام خانوادگی دروغین و جعلی دیگری ضمیمه سئوال خود می کنند و این در حالی است که همراه با سئوال مطروحه، ایمیل آنان به نام دیگری و احتمال اقوی با نام و هویت واقعی سئوال کننده برای وبلاگ ارسال می شود. قاعده عقلی این است که سئوال کننده حوصله ساخت ایمیلی با اسم جعلی نداشته با ایمیل واقعی خود سئوال را ارسال کرده است در غیر اینصورت می بایست اسمی که در سئوال عنوان داشته با اسمی که قبلاً برای ایمیل خود برگزیده یکسان باشد. بنده و دیگر دوستانی که در طول شبانه روز با مطالعه و مداقّه در انواع جرائم و ترفندهای متهمین و مجرمین روزگار می گذرانیم بعید است نسبت به چنین خدعه واضح و مبرهنی غافل بوده خدایی ناخواسته و به زعم عامیانه گول بخوریم.

در این خصوص چند نکته محضر بازدیدکننگان عزیز عارض می گردد:

اولاً : هویت واقعی سئوال کننده توفیر خاصی به حال بنده نداشته، ضمن احترام کامل به هویت ایشان، دستیابی به هویت واقعی سئوال کننده هیچ اهمیتی برای بنده ندارد.

ثانیاً : هدف از اینکه تأکید شده حتماً بازدیدکننده می بایست نام ، نام خانوادگی و محل اقامت خود را ضمن طرح سئوال ذکر کند صرفاً در راستای ممانعت از طرح سئوالاتی است که بازدیدکننده امکان دارد جهت مزاحمت یا به صرف سرگرمی با هر انگیزه دیگری عنوان نموده ،باعث تضییع اوقات بنده و دیگر بازدیدکنندگانی باشند که برای پاسخ سئوالات حیاتی خود لحظه شماری می کنند.

ثالثاً : علیرغم اینکه اینجانب عموماً متوجه اسامی جعلی بوده عموماً با سئوالاتی مواجه بوده ام که نام و نام خانوادگی سئوال کننده بطور ناقص مرقوم گردیده امّا به خاطر تأکید سئوال کننده و اهمیّت موضوع، از فعل غیر اخلاقی یا قصور ایشان اغماض کرده، تاکنون نسبت به پاسخ این دسته از سئوالات مطروحه اقدام شده است. امّا از این پس از ارائه پاسخ خودداری می شود حتی اگر موضوع سئوال برای بازدیدکننده حیاتی باشد. لذا با عرض پوزش به سئوالات فاقد نام و نام خانوادگی و درج شهر محل سکونت به هیچ وجه پاسخی ارائه نمی گردد.

ساعی باشید و مانا

داودیان

گذشت 22 سال از محکومیّت به حبس تعزیری به جرم خرید و فروش مواد مخدر

و تأثیر آن جهت عضویت در شوراهای اسلامی

سئوال از آقای ح

با سلام اگر کسی سال ۱۳۷۰به جرم خرید و فروش مواد محکوم شده (یک سال حبس) و حالا بخاد شورا ثبت نام کند می تواند یعنی ماده ۶۲مکرر شامل اون هم هست یا خیر به شماره........۰۹۱ جواب بدین ممنون میشم.


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم

بدواً به اطلاع شما و سایر بازدیدکنندگان عزیز می رساند از پاسخ به سئوالات واصله به هر طریقی جز درج در این وبلاگ معذورم. جهت دریافت پاسخ سئوالات مطروحه فقط به وبلاگ مراجعه نمائید.


راجع به داوطلب شدن شخصی جهت عضویت در شوراهای اسلامی که در سال 1370 به جرم خرید و فروش مواد مخدر به یکسال حبس محکوم شده است عارض می گردد؛ در خصوص داوطلب شدن برای عضویت در شوراهای اسلامی قانون خاص وضع گردیده

ادامه مطلب ...

صرف مکالمه تلفنی، قدم زدن در پارک یا خیابان و مکاتبه 

تحقّق رابطه نامشروع به معنی یادشده در ماده 637 ق.م.ا به شمار نمی آید

 

سئوال از آقای ع . م

با عرض سلام و خسته نباشید اینجانب با ماشین در حال کار کردن بودیم که خانواده ای را در بست سوار کردم بعد از پیاده شدن انها شماره تماس من را گرفتن برای برگشت که دنبالشان بروم. بعد از مدتی اژانس خانوادگی انها شدم و هر جا که میرفتن به من زنگ میزدن.یه خط ایرانسل دو قلو در ماشین داشتم که وقتی از ماشین برای بنزین زدن پیاده شدم دختر این خانواده یکی را برداشت. از این به بعد با خط ایرانسلی که برداشته بودن به من زنگ میزدن. دختر این خانم خودش را مطعلقه معرفی کرد و گفت که طلاق گرفته است ما به هم اس جک و حرفهای عاشقانه و شوخی و... و زنگ میزدیم. بعد از مدتی از دادگاه نامه ای امد که از خطم شکایت شده است. شاکی نامزد این خانم بود. ولی این خانم به من دروغ گفته بود که طلاق گرفته است. پرینت اس ام اس و زنگ خط را گرفته است. دادگاه که رفتم من را به جرم رابطه نا مشروع بازداشت و با جواز ازاد کردن. حکم من چیست؟ خطی که دست خانم بوده به نام من است و از ان خط شکایت کرده.با تشکر. منتظرم


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم

ماده 641 از قانون مجازات اسلامی در خصوص ارتکاب مزاحمت تلفنی مقرّر می دارد: «هرگاه کسی به وسیله تلفن یا دستگاههای مخابراتی دیگر 

ادامه مطلب ...

الزام زوجه دوم به زندگی در منزلی که زوجه اول در آن ساکن است


سئوال از خانم کریمی؛

با سلام. من همسر دوم مردی هستم که بس از ۱۲ سال زندگی مشترک و داشتن فرزندی 10 ساله با شوهرم مشکل دارم.ایشان در این مدت نزد همسر اولشان زندگی میکردند و درطول این مدت به اندازه انگشتان دست به من سر نزده اند.حضانت فرزند ‍‍بسرم تا زمان تعیین تکلیف با من است اما به دلیل اینکه ایشان به من نفقه نمی دهند از ایشان شکایت کرده و درخواست نفقه دادم. که وی هم فورا درخواست تمکین داده است! تاکنون ایشان منزلی را برای سکونت من و فرزندانم (سه فرزند از همسر اولم که شهید شدند و یک فرزند از ایشان) را به من معرفی نکردند و وسایل سکونت مهیا نکرده اند و من در خانه شهید زندگی میکنم.ایشان در دادخواست تمکین خود درحالی که تنها سه روز تا زمان دادگاه درخواست نفقه من باقی مانده ذکر کرده اند تا سه روز به محل زندگی ای که برایتان مهیا کردم بیایید.درحالی که حتی نگفته اند کجا؟ و درطول این دوزاده سال برایم محل زندگی تعیین نکرده اند و من از ابتدا در منزل شوهر اولم بوده ام.میخواستم بدانم باید درجواب چه بنویسم؟آیاایشان میتوانند مرابه زور به منزل همسر اولشان ببرند؟؟ و تکلیف نفقه جاری و معوقه من چه خواهد شد؟ آیا درخواست کیفری بدهم؟ ممنون میشم کمکم کنید.


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم

پرداخت نفقه از وظایف بالاانکار زوج بوده تهیه مسکن از مصادیق پرداخت نفقه به شمار می رود. ماده 1114 قانون مدنی زوجه را مکلف کرده در منزلی که شوهر تعیین می کند زندگی کند مگر اینکه 

ادامه مطلب ...

عدم تمکین زوجه

با تحقق تهیه مسکن از دارایی زوج و ثبت آن به نام زوجه

سئوال از آقای ح. ا. د

مدت 6 ماه است که همسرم منزل را ترک کرده و به خانه پدرش رفته است. اخیرا دادخواست "عدم تمکین" را داده ام. لازم به ذکر است منزل ما در طول زندگی مشترک  و بنام همسرم توسط بنده خریداری شده است.  در ماده ۱۱۱۴ ق.م. آمده که:(زن باید در منزلی که شوهر برای آن معین می کند سکونت نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد. سوال بنده این است با توجه به قانون فوق که در قسمت آخرش گفته که مگر آنکه اختیار ....آیا دادخواست عدم تمکین درست میباشد

.

پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم

مفهوم شق دوم از ماده 1114 قانون مدنی این است که شوهر ضمن عقد نکاح یا پس از آن اختیار تعیین مسکن را به زوجه داده باشد که معمولاً یا ضمن عقد نکاح در سند نکاحیه مندرج می شود یا بعد از انعقاد عقد نکاح این شرط از شروط عقد نکاح در برگه دیگری و خارج از صفحات سند نکاحیه مندرج ، توسط طرفین و شهود تأیید یا

ادامه مطلب ...

وجاهت قانونی عقد مضاربه شفاهی

شرط ضمن عقد عدم توجه خسارات حاصله از تجارت نسبت به مضارب

و اثبات شروط ضمن عقد آن در دادگاه

سئوال از آقای ج . ه

سلام جناب داودیان

ضمن عرض ارادت و استدعای عاقبت بخیری برای جناب عالی، سوالی داشتم که خدمتتان عرض می کنم، حدود یک سال پیش فردی حدود 5 هزار دلار به من سرمایه برای کار و معامله کردن داد و قرار شد که من آخر هر ماه، نصف سود متغیر هر ماه رو به ایشون بدم و نصفش هم برای خودم باشه من به ایشون عرض کردم که ریسک این کار خیلی زیاده و در صورت وجود ضرر و از بین رفتن سرمایه همه ضرر به عهده شما خواهد بود و ایشون پذیرفتند منتها همه این قراردادها به صورت شفاهی بود و هیچ سند مکتوبی رد و بدل نشدو ایشون پول رو بصورت مجازی و اینترنتی در اختیار من گذاشتند و بنده شروع به انجام معاملات بورس توسط سرمایه ایشون شدم متاسفانه بعد 10 روز کل سرمایه ایشون از بین رفت حالا ایشون می خواهند از من شکایت کنند و ادعا می کنند که من بایت نصف ضرر رو تقبل کنم می خواستم ازتون خواهش کنم نظرتون رو در این مورد بفرمایید با تشکر  أجرکم عندالله


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم؛

مستند به ماده 546 از قانون مدنی عقدی که فی مابین فرد مذکور در سئوال مطروحه و شما محقق گردیده عقد مضاربه بوده که اگرچه شفاهاً انعقاد یافته اما بنا بر قصد و رضای طرفین بر انشاء عقد مزبور از وجاهت قانونی برخوردار است. مستنداً به ماده 558 از قانون مدنی که مقرّر می دارد: «اگر شرط شود که مضارب ضامن سرمایه خواهد بود و یا خسارات حاصله ازتجارت متوجه مالک نخواهد شد عقد باطل است مگر اینکه بطور لزوم شرط شده باشد که مضارب از مال خود به مقدار خسارت یا تلف مجانا به مالک تملیک کند». اگر شما ضامن کل خسارات حاصله از تجارت می شدید و مالک ضمانتی را نمی پذیرفت عقد منعقده محکوم به بطلان می بود اما از آنجا که عکس این مورد بین طرفین شرط شده و ماده 560

ادامه مطلب ...

عدم اجرای مجازات تعزیری (99 ضربه شلاق) پس از گذشت پنج سال از اصدار حکم

و تأثیر آن بر استخدام و ازدواج محکوم علیه


سئوال از خانم م . ث :

با سلام من رو  پنج سال قبل با پسر راننده در اتوبوس همان فرد که با هم تنها بودیم گرفتن متاسفانه من اون زمان فقط 18 سال داشتم و اون آقا که بعدا متوجه شدم معتاد هم بودن من رو اغفال کرد و از من سو استفاده کرد همون جا ما رو گرفتن و دادگاهی شدیم و محکوم به 99 ضربه شلاق اما هنوز بعد از 5سال اجرا نشده و پرونده بسته شده اما الان میخوام واسه آزمون استخدامی بپرسم به مشکل بر نمیخورم؟ خواهش می کنم کمکم کنید واسم کابوس شده هم واسه ازدواج میترسم هم کار.


پاسخ از ما :

برخی پیام های واصله حاکی از تذکر به این وبلاگ مبنی بر تقبیح درج و پاسخ به برخی سئوالات از جمله سئوالات مربوط به اعمال منافی عفت و اخلاق است. به اطلاع این دسته از دوستان می رساند از منطوق و مفهوم پیامهای ایشان پیداست که با مسائل علم حقوق بالاخص قانون مجازات اسلامی بیگانه بوده کمی تا قسمتی نیز از جامعه امروزی و معضلات گاه و بیگاه آن بی اطلاع اند. قبح اعمال و رفتار منافی عفت و اخلاق بر هیچ کس پوشیده نیست امّا غافل نباشیم افراد انسانی معصوم نبوده جائزالخطا بودن انسان امری بدیهی و مورد تأئید شارع مقدس است که اگر غیر این می بود اساساً

ادامه مطلب ...

عقد معلق،

تعلیق به امور محال و غیر ممکن

و تعلیق به شرایط صحت عقد


سئوال از آقای ا . غ

با سلام . من با شخصی قرارداد بستم  و اون گفته اگه از آسمان سنگ بیاد این دوچرخه را به تو فروختم. آیا چنین معامله درست و صحیح است و این معامله عقد معلق میباشد؟

 2 .  اگر اهلیت داشته باشی این خانه را به تو فروختم.این چه طور؟ مرسی.


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم؛

بدواً جهت آگاهی توجه شما را به نکات ذیل جلب می نمایم: عقد معلق عقدی است که از حیث انشاء یا منشأ (اثر انشاء) یا دیگر آثار عقد (به معنای اسم مفعولی) به وقوع حادثه ای موکول گردد. عقد ممکن است از حیث انشاء، منشأ یا اثر، معلق باشد. تعلیق در انشاء موجب بطلان عقد است. از لحاظ نظری ممکن است انشای عقدی منجز باشد و عقد در مرحله انشاء معلق نباشد ولی منشأ یعنی محصول انشاء یا وجود اعتباری عقد به امر دیگر موقوف شده باشد در این صورت انشاء منجز و منشأ معلق بوده اعتبار عقد اختلافی است صحت عقد اقوی به نظر می رسد. نهایتاً ممکن است عقد معلق به اعتبار تعلیق در اثرِ اثر عقد باشد مانند تعلیق التزام به تأدیه (ذیل ماده 699 قانون مدنی) در این صورت انشاء و منشأ منجز بوده تعلیق صحیح است و عقد تشکیل می شود. علیهذا عقد معلق صحیح در حقوق ایران عقدی است که منشأ یا اثر اصلی آن معلق باشد. اگرچه به گفته ی برخی از بزرگان علم حقوق برای ارائه مفهوم تعلیق معمولاً از کلمه ی «اگر» استفاده می شود اما

ادامه مطلب ...

اثبات بی احتیاطی و بی مبالاتی راننده فراری

سئوال از آقای انوشه:

سلام . آینه ی یک اتومبیل هنگام حرکت در خیابان به دست برادر من برخورد کرده و رفته. دستش آسیب دیده. برادرم شماره ی ماشینو برداشته .آیا میشه شکایت کرد؟


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم

پاسخ سئوال شما قطعاً مثبت است امّا برادر شما برای اثبات واقعه مزبور نیازمند کسب دلیل یا دلایل قانونی است. ماده 1258 قانون مدنی مقرر می دارد: دلائل اثبات دعوی از قرار ذیل است: 1 – اقرار 2 – اسنادکتبی 3 – شهادت 4 – امارات 5 - قسم لذا در خصوص هر دعوایی

ادامه مطلب ...

تکمیل سئوال اسبق خانم « مریم . الف » با موضوع

صرفِ قدم زدن در خیابان، قانوناً از مصادیق رابطه نامشروع نیست.

سئوال از خانم م . الف؛

سلام من چند هفته قبل به شما پیام دادم که من را در خیابان در حال راه رفتن گرفتند این کل ماجرا بود ما حتی دست همدیگر را هم نگرفته بودیم مامور کلانتری به ما نزدیک شد و گفت چه نسبتی دارید، بعد ما رو بردن پاسگاه مدارکمون رو گرفتن پرونده تشکیل دادن همون جا و برای دادگاه ارسال کردن، فرداش رفتیم دادگاه ازمون سوال پرسیدن که چه نسبتی دارید... هر چی قسم خوردیم که ما فقط تو خیابون راه میرفتیم گفتن اینم جرم رابطه نامشروع هست که بالاخره به قید سند آزاد شدیم و منتظر دادگاه جزایی هستیم تمام ماجرا همین بود من هیچ چیزی رو مخفی نکردم، البته بگم این اتفاق خیلی جالب در یکی از شهرستان که من در اونجا درس میخونم اتفاق افتاده، من نمیخوام به جرمی که نکردم محکوم بشم.


پاسخ:

با سلام به بازدیدکننده محترم؛

همانگونه که در پاسخ به سئوال اسبق شما تفصیلاً آمده است صرفِ قدم زدن در خیابان توسط زن و مردی (یا دختر و پسری) که بین آنها علقه زوجیّت نبوده، نامحرم محسوب می شوند از مصادیق رابطه نامشروع نیست. با عنایت به شرح ماوقع در سئوال مطروحه، شما مرتکب هیچ جرمی از جرائم احصاء شده در قوانین موضوعه، اخص قانون مجازات اسلامی نشده مستند به اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها، محکومیّت شما به هر مجازاتی فاقد وجاهت قانونی، مخالف با نصّ صریح قوانین موضوعه و در تضاد با مراد مقنّن است. لذا اگرچه مستنبط از مفهوم سئوال مطروحه احتمالاً در خصوص شما از ناحیه دادسرا کیفرخواست صادرشده است اولاً کیفرخواست صادره تنها تشخیص دادسرا مبنی بر مجرمیّت شما و درخواست مجازات مقرّر از دادگاه عمومی جزایی است لذا تا زمانی که 

ادامه مطلب ...

صرفِ قدم زدن در خیابان از مصادیق روابط نامشروع نیست

سئوال از م . الف :

سلام من را 3 هفته قبل به جرم رابطه نامشروع در خیابان گرفتند فرداش دادگاه داشتیم و با سند آزادمون کردن حالا برامون احضاریه اومده که حکم صادر شده و به جزایی رفته و ما باید به دادگاه مراجعه کنیم ترو خدا هر چه زودتر من را راهنمایی کنید که برم یا نه؟ حکم احتمالا چی میتونه باشه؟ اگه شلاق هست میشه خرید یا حتما باید شلاق را بخوریم؟ خواهش می کنم هر چه زودتر جواب من رو بدی که بدنم باید چی کار کنم.


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم،

قبل از پاسخ به سئوال عارض می گردد هدف از ایجاد این وبلاگ حقوقی بدون هیچ چشمداشت مالی پیشنهاد راه فرار از قانون به بازدیدکنندگان نیست مسلّماً هر شخصی که مرتکب جرمی از جرائم احصاء شده در قانون می شود مستحق مجازات است مثَل معروف خوردن خربزه را به ذهن متوارد می کند. از طرفی معتقدیم عموماً بشر جائزالخطا بوده هیچ کس جز خداوند باری تعالی مطلق نیست هر کسی ممکن است در طول زندگی مرتکب خطایی شده باشد. مهم این است که ارتکاب به آن خطا، کسب تجربه ای برای عدم تکرار آن باشد. اما در خصوص پاسخ به سئوال عارض می گردد سئوال شما ابهاماتی دارد که با وجود ابهامات مزبور پاسخ دقیق دشوار به نظر می رسد لذا پیشنهاد می شود شرح ماوقع را بطور تفصیلی ارسال نمائید تا پاسخ دقیق تری دریافت نمائید. بطور کلی صرفِ قدم زدن در خیابان توسط زن و مردی که بین آنها علقه زوجیّت نبوده، نامحرم محسوب می شوند از مصادیق رابطه نامشروع نیست. مستند به ماده 637 از قانون مجازات اسلامی که مقرّر می دارد: هرگاه زن و مردی که 

ادامه مطلب ...


ایراد خسارت نسبت به اموال همسایه

از باب تسبیب

سئوال از آقای ع.ی

جناب آقای داودیان کارشناس محترم در ابتدا از وبلاگ بسیار خوب و جذابتان سپاسگزارم.  غرض از مزاحمت، مشکلی است که برای اینجانب در واحد ساختمانی ایجاد شده است. مشکل آپارتمان اینجانب بدین گونه است که واحد طبقه بالایی هر از چندگاهی نسبت به شستو شوی بالکن خود اقدام و این آبها به سمت بالکن من سرازیر می شود در واقع ریختن آب به گونه ای است که بخش وسیعی از آب به بالکن من راه و بسیاری از وسایل زندگی من تحت تاثیر این آبها قرار می گیرد. لازم بذکر است سازنده برای تخلیه آب لوله ای را تعبیه ننموده است. از جنابعالی خواهشمندم در این زمینه مرا راهنمایی بفرمایند. آیا من می توانم بصورت قانونی از شستشوی این واحد جلوگیری کنم. باتشکر فراوان

 

پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم؛

مستند به ماده 30 از قانون مدنی هر مالکی حق دارد نسبت به مایملک خود هر تصرفی نموده از هر انتفاعی متمتع گردد. امّا این تصرف، جوازی برای ایجاد مزاحمت یا ایراد خسارت به اموال دیگران نیست. لذا شستشوی بالکن اختصاصی طبقه فوقانی شما توسط مالک آن از حقوق خاصه و قانونی ایشان بوده اشخاص دیگر نمی توانند او را از این حق مسلّم منع کنند. لذا پاسخ سئوال شما با این عنوان که «آیا من می توانم بصورت قانونی از شستشوی این واحد جلوگیری کنم» منفی است. امّا چنانچه شستشوی مزبور برای شما مزاحمتی ایجاد نموده یا

ادامه مطلب ...

دادگاه بدوی ، قاضی واحد و حکم اعدام

 تهدیدی برای حق حیات متهم

              کیوان داودیان ــ دانشجوی ترم هفتم رشته حقوق

مهمترین جنایتی که نسبت به فرد انسانی ارتکاب می­ شود قتل یا سلب حیات است. در همین راستا علیرغم مخالفت برخی از علمای حقوق و فلاسفه در قوانین بسیاری از کشورها از جمله حقوق موضوعه ایران، کیفر قتل عمد، اعدام تجویز شده، ماده 205 از ق.م.ا جواز اجرای این کیفر را برای اولیاء دم مقرّر نموده است. از آنجا که اجرای مجازات اصولاً ملازمه با عدالت دارد عدالت اقتضا می­ کند سلب حیات از فاعل جرم قتل یا شرکاء او که نفس ایشان نیز همچون دیگر افراد انسانی محترم بوده استثنائاً در این مورد خاصّه سلب حیات از او جواز شرعی و قانونی دارد بدواً می­ بایست از ادله­ ی­ مقصود شارع برخوردار باشد. به همین منظور شرعاً و قانوناً لازم است جرم قتل در خصوص فاعل یا شریک آن احراز و اثبات شود که بنا بر خصوصیّت و کیفیّت هر قتلی احراز آن توسط دادگاه صالح متنوّع بوده اساساً لازم است انتساب این نوع از جرائم احصاء شده در قوانین موضوعه به متهم، قطعی و منجّز باشد در غیر این صورت سلب حیات از فرد انسانی گناه کبیره­ای است که در طول فعل قاتل واقعی، تکرار می­ شود. تشخیص انتساب قطعی و منجّز جرم قتل نفس به شخص حقیقی برعهده دادگاه صالحه بوده، تبصره 1 ماده 20 از قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوّب 28/7/81 این مهم را منحصراً به دادگاه کیفری استان واگذار نموده است. مستند به این ماده دادگاه مزبور رسیدگی به جرائمی که مجازات قانونی آنها قصاص نفس یا اعدام یا رجم یا سلب یا حبس دائم باشد را برعهده داشته، اعضاء آن را پنج نفر از قضات دادگاههای تجدید نظر استان تشکیل می­ دهند. اوّلین سئوالی که به ذهن متبادر می­ شود فلسفه تشکیل این دادگاه و مقصود و مراد مقنّن از لحاظ تعدّد پنج نفره قضات در این دادگاه است! تمییز و تشخیص محق از بی­ حق در امور حقوقی توسط دادگاهی که به روش وحدت قاضی اداره می شود نتیجه­ اش عدم برخورداری محکوم­ علیه از حقوقی است که به زعم او شایسته تمتع از آنها بوده است، اگر فارغ از قصورات معمول که در طول تاریخ همیشه  گریبان­ گیر بشر بوده و جائز­الخطا بودن او توجیه عرفی آن است تقصیری (عامدانه) متوجه قاضی دادنامه اصداری باشد علاوه بر پیگیری­ های قضایی در دادسرای انتظامی قضات آن هم به شرطی که مدعی از ابراز مدارک و ادله کافی برخوردار باشد مسلّماً عقوبت اخروی نیز در پی خواهد داشت. راجع به تقصیر مذکور توسط شعب دادگاههای عمومی جزایی در تعیین مجازات برای متهم در امور کیفری نیز همان عقوبت دنیوی و اخروی مستقر است. همین عقوبت در خصوص صدور حکم سلب حیات از متهم به قتل عمد از سوی قاضی اگر توآم با تقصیر موصوف باشد صادق است. حال که در هر کدام از موارد یادشده فارغ از کمیّت و کیفیّت آنها، بطور یکسان هم عقوبت دنیوی و هم اخروی مستتر بوده و علاوه بر این مقنّن به کاهش قصورات قاضی در صدور دادنامه­ ها توجه خاصّه داشته است چرا مقنّن در بررسی برخی امور و جرائم قائل به اداره دادگاههای بدوی به روش وحدت قاضی شده در برخی دیگر تعدّد قضات را مقرّر نموده است؟ پاسخ به این سئوال را باید در منطوق و مفهوم آیه 33 سوره بنی اسرائیل و دیگر آیات مشابه یافت (وَ لاتَقتُلوا النَفسَ الَّتی حَرَّمَ الله الا بِالحَقِّ...). بی­ شک مراد و مقصود مقنّن از توجه به تعدّد قضات در دادگاه کیفری استان چیزی جز اهمیّت و احترام نفس افراد انسانی نبوده، علاوه بر مجازات­های سلب حیاتی از جمله رجم و صلب، مجازات دیگری مانند حبس دائم را که نسبت به سایر مجازات­های مقرّر در قوانین موضوعه از شدّت بیشتری برخوردار بوده در شیرین ­ترین دوران عمر بشر، تمتع اشخاص را از حیات آزادانه سلب می­ کند در ردیف سلب حیات قرار داده بررسی و صدور حکم در خصوص جرائمی که مجازات قانونی آنها یکی از موارد مزبور باشد منحصراً به دادگاه کیفری استان واگذار نموده است. تدقیق و توجه مقنّن به این مهم تا بدین جا قابل تأمل و تحسین بوده نشان از انطباق قوانین موضوعه با دستورات صریح شارع مقدس است. لازم به ذکر است مبحث فعلی مربوط به وحدت یا تعدّد قضات در دادگاههای بدوی بوده، دلیل تعدّد قضات در دادگاههای تجدیدنظر امری بدیهی است. تصمیم بدوی که توسط یک نفر اتّخاذ شده منطقی و عادلانه این است توسط تصمیمی که حاصل شور و اجماع بوده بوسیله مرجعی صالح و بیش از یک نفر اتّخاذ می­ شود نقض یا ابرام شود. به این صورت هم شک و شبهه طرفین دعوی در خصوص ناعادلانه بودن نقض یا ابرام حاصله مرتفع می­ شود هم اصولاً عدالت اقتضا می­ کند حکم اصداری توسط مرجعی بیش از یک نفر ابرام یا نقض شود که در صورت اخیر درصد خطا و اشتباه قاضی به حداقل می ­رسد.

     تعدّد و تنوّع موضوعات در علم حقوق اقتضا می­ کند جهت سهولت و تسریع در بررسی پرونده ­های عدیده با موضوعات مختلف، دادگاههای خاصی اختصاص یابد که اگر تخصّص و تجربه قضات نیز آن هم با احراز واقعی آن توسط مرجعی صالح و معین برای تصدّی هر کدام از شعب دادگاههای بدوی نه به صورت رویه قضایی معمول بلکه با وضع  قانون خاص مورد توجه مقنّن می­ بود مسلّماً درصد خطا و اشتباه دادنامه­ هایی که بعضاً از ایرادات مبرهنی رنجورند به حداقل می رسید. ماده 5 از قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوّب 28/7/81 صلاحیّت ذاتی دادگاه انقلاب را برای بررسی برخی جرائم احصاء شده مقرّر نموده است. بند 5 از این ماده به کلیه جرائم مربوط به قاچاق و مواد مخدر اشاره داشته، عموم و اطلاق این ماده حاکی از جواز صدور کلیه مجازات­ های مقرّر در قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدّر مصوّب 1376 مجمع تشخیص مصلحت نظام برای مرتکبین و مجرمین توسط این دادگاه خاص است. یکی از تفاوت­ های شکلی این دادگاه خاص با دادگاه کیفری استان شیوه اداره­ ی آن به روش وحدت قاضی بوده، در دادگاه انقلاب برخلاف دادگاه کیفری استان یک نفر تصدّی دادگاه را برعهده دارد. از تفاوت­ های دیگر این دو دادگاه، قطعی بودن عموم آراء صادره توسط دادگاه انقلاب است مگر در موارد معدودی که قانون صریحاً تجدیدنظرخواهی از آن را جایز عنوان نموده (ماده7 ق.ا.ق.ت.د.ع.ا)، این در حالی است که آراء صادره در دادگاه کیفری استان که مناط اعتبار آن نظر اکثریت اعضاء است ظرف مهلت مقرّر در قانون قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور خواهند بود (تبصره4 ماده20 ق.ا.ق.ت.د.ع.ا). آنچه مورد بحث ماست وجوه اشتراک این دو دادگاه در جواز صدور حکم اعدام است، حکمی که علیرغم اهمیّت و احترام دیرینه جوامع بشری برای نفس و حیات، سلب آن را در پی دارد. دادگاه کیفری استان می­ تواند با ادله قانونی جواز سلب حیات شخص یا

ادامه مطلب ...

قید عندالاستطاعه موضوع پرداخت مهریه در سند نکاحیه

تکلیف هدایای زوجین بعد از وقوع طلاق

عدم حبس زوج معسر از پرداخت مهریه


آقای الف . ک :

مهریه ی همسر بنده 350 سکه ی طلا و ده میلیون جهیزیه است که سکه ها به صورت عندالاستطاعه است . می خواستم بدانم:
الف)  اگر بنده تقاضای طلاق بدهم ، با توجه به قید عند الاستطاعه ، تکلیف پرداخت مهریه چه می شود ؟ ( هنوز در دوران عقد به سر می بریم و بنده نیز از حیث مالی هیچ وقت توان پرداخت این میزان سکه را نخواهم داشت)

ب ) تکلیف هدایایی نظیر طلا یا وسایلی که قبل از عقد برای هدیه خریداری شده است چه می شود ؟

ج ) اگر خانم بنده تقاضای طلاق بدهند ، آیا باز هم از مهریه برخوردار می شوند ؟

د ) در هر دو صورت آیا بحث زندان رفتن هم مطرح می شود ؟


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم؛

الف: به مجرد انعقاد عقد نکاح، زن مالک مهر می شود (ماده 1082 قانون مدنی). امّا مستند به ماده 1092 از قانون مذکور اگر فی ما بین زوج و زوجه فقط عقد نکاح منعقد شده و عروسی به معنای عرفی محقق نشده باشد (عدم وقوع نزدیکی) زوجه مستحق نصف مهر خواهد بود. لذا همسر شما مستحق دریافت 175 سکه مقرّر در سند نکاحیه از حیث نوع و پنج میلیون ریال جهیزیه است. لذا در صورتی که تاکنون در خصوص تعداد سکه های مزبور یا راجع به جهیزیه یاد شده پرداختی از جانب شما به زوجه صورت گرفته است با ارائه مدارک مستند به دادگاه، آن مقدار پرداختی محاسبه خواهد شد. در خصوص شق دوّم سئوال الف عارض است؛ قید عندالاستطاعه در سند نکاحیه اگر مقید به شرط دیگری نبوده بر مبنای عبارات بکار رفته در سند نکاحیه ظاهر در معنای حقیقی آن باشد بیانگر این است که مهریه کماکان بر ذمه مرد مستقر بوده شرط پرداخت آن استطاعت مالی مرد است. که لازم است استطاعت در خصوص دارایی مرد از آن استفهام شود. به هر حال در این خصوص و اصولاً راجع به برداشت معنای واقعی از الفاظ عقود به عرف رجوع می شود. (مستند به ماده 224 قانون مدنی الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه). در خصوص اینکه اظهار نموده اید توان مالی پرداخت مهریه به صورت یکجا ندارید لازم است ادّعای عدم استطاعت مالی شما برای دادگاه محرز شود. مستند به قانون اعسار و بنابر رویه قضایی معمول، اثبات عدم استطاعت مالی مدّعی با تعرفه چهار شهود به دادگاه و تحقیقات آن مرجع محقّق می شود.

ب) ماده 1037 قانون مدنی در خصوص هدایای دوران نامزدی مقرّر می دارد: « هر یک از نامزدها می تواند در صورت بهم خوردن وصلت منظور هدایائی را که بطرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند. اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایائی خواهد بود که عادتا نگاه داشته می شود مگر اینکه هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.» ماده مزبور در خصوص هدایای دوران نامزدی یعنی دورانی که منجر به علقه زوجیّت و انعقاد عقد نکاح نشده مقرّر است. لذا همانگونه 

ادامه مطلب ...

درخواست صدور گواهی عدم سوء پیشینه

در صورت سابقه متقاضی به حبس تعزیری

آقای الف . ک:

با سلام من 28 سال دارم حدود پنج سال پیش من با چند تا از دوستام توی خونه ..... زندگی می کردیم. یکی از دوستام بدون اطلاع ما دختری رو به خونه میاره و مأمورها متوجه شده و همه ی مارو بازداشت و به زندان انداختند.
و اونجا جواب آزمایش اعتیاد من هم مثبت بود و نزدیک یک ماه زندانی بودم الان برای مشغول شدن به کار گواهی عدم سوپیشینه نیاز دارم آیا برای من صادر میشه؟؟ خواهش می کنم جواب بدید.


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم؛

به اطّلاع شما و دیگر بازدیدکنندگان عدیده ای که سئوالات مشابهی با سئوال شما در خصوص صدور گواهی عدم سوء پیشینه جهت اشتغال ارسال داشته اند می رساند؛ جهت عدم تعدّد پست ها در وبلاگ معمولاً از درج پاسخ های تکراری خودداری می شود. قانونگذار نسبت به هر موضوعی، حکم کلی صادر کرده وظیفه ما تطبیق مصادیق با احکام کلی است. لذا مورد شما هم از هزاران مصادیق معمول به شمار رفته برای دستیابی به پاسخ موردنظر به پاسخ های بنده به سئوالات مشابه هموطنان در همین وبلاگ با موضوع «صدور گواهی عدم سوء پیشینه» مراجعه نمائید.

 

اقرار به ترک اعتیاد

اقرار ضمنی به اعتیاد سایق است

جناب آقای ف . مهر:

باسلام
36سال مهندس معمار 26سالم بودبا دختری در دانشگاه اشنا شدم چون قبلا مسابل عاطفی بی انجام داشتم بسیار مراقب شناخت و ارائه خود بودم لذا تمام خصایص و خواستهایم را گفتم بخاطر مذهب سنی دختر و طلاق والدین دردوسالگی زندگی با اقوام مادر تک فرزندبودن مسایل ودشواریهایی سخت داشتیم ازدواج ساده و اشتغال کارمندی اما شاد و باتوان بخاطر تنهایی اوراهمکارم کردم نه برای درامدبعد اموزش پرورش اجازه دادم باازدواح مادرش و دعواهای بیدلیل که ناحق مارا هم دجارکرداعتیادخودخواسته و تحمل همسر چندسال گرفتاری باهزینه مصرف بالا سه سال پیش ترک کردم قبلش دانشگاه ادامه دادم اونیزادامه داد تصادف تنهایی مالی بد بی همزبانی کار و دانشگاه بیمارستان و هزینه و شش ماه همسرم نقاهت و پاهای شکسته و بخاطر اشتباه دلسوزانه برای اول بار درعمرم راهی زندان به جرم جعل عنوان شدم چرا گفتم نکش بایاری دادستان که شناخت به پرونده پیداکرد مدتی باسند بیرون تاپایان نامه ارائه کنم رفتم تنها او میدانست مرخصی هفتگی و یکی از دوستان که تنها فردی بود به خانه ام راه داده بودم و موسیقی تمرین میکردیم اطلاع پیدا کرد بعد سه ماه پدرم سرهنگ ارتش که مشکلات بسیار داشتیم و حرف نگفته فوت کرد مرخصی و عفو ششماه شد سه ماه اما بعد ازدوسال و مهمتر درزندان که راحتتربود مصرف نکردن و بی تحملی و دردپنهان و قبولی بارتبه دوم مسکن شهرسازی و ده نفر آموزش پرورش که باسوسابقه رد شدم افسردگی شدید و مصرف شیشه و موارد فوق باوجود خواهشهایم که خود نمیتوانم و عوارض مصرف تغییررفتار همسر و قطع رابطه کامل همان دوست بیخبر فقط بامن همزمان با تغییراخلاق و بهانه جویی های همسر همراه با ایمان و اعتماد و نیزاعتیاد در دعوای تعمدی او تماما احساسات منفی دیدن از او بااجازه ام بیرون رفت و برگشت اما با کمک زن همسایه قدیمی شهر غریت اجازه گرفت یکساعته اما به شهرمان رفته سریعا دادگاه و وکیل برای طلاق و مهریه باشناخت ازخودم و او که با اصرارم حتی یک ساعت به عنوان قهرنرفته بود باورنکردم احتمال بازی برای به خود آمدنم دادم دوماه رفتم منزل پدری اما شرط گذاشت بعدازانجام حاشا و هربار بازی دادن سیم کارت و راه ارتباط را بست با وجود تلاش خانواده و خودم و دخالت مادرش فقط جدایی میخواهد او تاروز قبل ابراز شدید هرروزه و افراطی به من داشت و بااینکه برای راحتیش گاه میخواستم توافقی جداشویم و او باهرکاری راضی نمیشد نمیدانم هنوز بازی است یا خیانت چون کارپیداکردم دکترو رانشناس برای ترک رفتم کلمات کلیدی حقوقی میگوید و تا یاداور ریزاشتباهاتش که شدیدا تکراردرده سال شده بود و گذشت من و صداقت و یکرنگی من همان تکرار درخواست جدایی سیزدهم ماه دوم دادگاه اول است خواهش که یاری ام کنید موضوع را درک و حل کنم.


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم، بدواً توجه شما را به مرقومه ی مبهم ارسالی با بکارگیری ادبیاتی گنگ و نامفهوم جلب نموده، علیرغم خوانش چندباره به زعم اینجانب حق مطلب را ادا ننموده اید. علی ایحال مستنبط از برخی عبارات قابل فهم در سئوال مطروحه پاسخی کلی ارائه می گردد، پیشنهاد می شود در صورت تمایل به دریافت پاسخ قابل انتظار، نسبت به ویرایش سئوال با بهره مندی از ادبیاتی قابل فهم اقدام نموده ،مجدداً سئوال خود را ارسال نمائید.  

در خصوص آن شق از سئوال مطروحه ...

ادامه مطلب ...

با سلام به بازدیدکنندگان عزیز

ذکر دو نکته را ضروری می دانم.

 نکته اوّل:  علیرغم توصیه ها و تذکرات عدیده مبنی بر رعایت بند 1 از مقرّرات این وبلاگ (الزام درج  کامل نام و نام خانوادگی و نام شهر محل اقامت توسط سئوال کنندگان عزیز) متأسفانه کماکان سئوالات واصله فاقد مشخصات فوق بوده که وبلاگ هاوار به دلیل کثرت این دسته از سئوال کنندگان عزیز، از ذکر اسامی آنان معذور است. لذا علیرغم درخواست مؤکد عموم سئوال کنندگان در خصوص ضروری بودن پاسخ سئوالات مطروحه، اعلام می دارد؛ ضمن عدم ارائه پاسخ به سئوالات فاقد مشخصات مطروحه در بند 1 از مقرّرات وبلاگ، حتی بدون خوانش، از محیط وبلاگ حذف خواهند شد.

 و نکته دوّم اینکه: به دلیل مشغله کاری تا 18 تیرماه سال جاری قادر به ارائه پاسخ در خصوص سئوالات واصله نبوده، از تاریخ مرقوم به بعد، نوبتاً نسبت به خوانش و ارائه پاسخ اقدام خواهد شد.

  ساعی باشید و مانا

داودیان


   تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش زوجین  

به دلیل سوء معاشرت و مصرف « متادون » توسط زوج


جناب آقای ع . ق :

با سلام و درود بر اندیشه خیرخواهانه شما. آدم شما را که با بعضی از وکلا که از راه نرسیده مهریه و نفقه و... هر زنی را بدونه در نظر گرفتن حق و باطل و فقط برای پول، یه خانواده را به هم میزنن مقایسه میکنه در عجب میمونه. من ...... و شغل ...... دارم که از حضور در اماکن شلوغ به خصوص دادگاه و پاسگاه عاجزم. همسرم هم از این نقطه ضعف من استفاده کرده و به بهانه های مختلف بنده را به دادگاه میکشونه. دو سال پیش بنده اعتیاد به تریاک داشتم که اکنون با گرفتن دارو در منزل کاملا ترک ولی مقدار کمی نتادون مصرف میکنم که این موضوع هیچگونه خللی را در پایه و اساس زندگیمان وارد نکرده ولی بهانه ای شده برای ابروریزی همسرم. همسرم وکیل گرفته و به دلیل سوئ معاشرت و اعتیاد تقاضای طلاق کرده ایا میشه با ازمایش متادون عسر و حرج را اثبات کرد؟ 2- باتوجه به اینکه در مکان زندگی همه بنده را به خوش رویی میشناسند وکیل ایشان برای توسل به سوئ معاشرت چه میکند؟ در کل میخوام طلاقش ندهم چون هم دوستش دارم و هم اینکه یه بچه 2ساله ماه داریم.خونه و زندگی و بهترین ماشین و محبت زیاد به ایشون نشان لطف خداونده به زندیگیمون یعنی چیزی کم نداریم جز آرامش. بزرگواری شما را می ستایم.


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم و سپاس از لطف جناب عالی. بدواً به استحضار می رساند حذف برخی عبارات و الفاظ در سئوال مطروحه به جهت مستور ماندن هویّت حقیقی جناب عالی همچنین بنا بر وظیفه امانتداری ما و برخی مصلحت های دیگر عمدی بوده است. در خصوص مطلب آغازین سئوال مطروحه و جهت اطّلاع بیشتر بازدیدکنندگان عزیز عارض می­ گردد:

ادامه مطلب ...
آقایان و خانمها:
ح - الهه - فاطیما . ش - محمّد - دریا - ن - بهزاد - راحله - ف.م - مهرداد - بابک - موسی - کاوه - رضا - مهدی - سعید - سینا - س.ش. 
با سلام به اطّلاع می رساند؛

  علیرغم یادآوری برخی از دوستان مذکور که عنوان نموده اند؛ پاسخ به سئوالات مطروحه برایشان حیاتی بوده و بعضاً آمرانه مرقوم داشته اند «سریع پاسخ دهید» متأسفانه به دلیل عدم رعایت بند 1 مقرّرات این وب سایت (عدم درج  کامل نام و نام خانوادگی و نام شهر محل اقامت) این وب سایت معذوریت خود را از ارائه پاسخ به سئوالات مطروحه اعلام می دارد. مضافاً اینکه پاسخ به سئوال بازدیدکنندگان مزبور مستلزم رعایت کامل بند 1 از مقرّرات این وب سایت است.


ساعی باشید و مانا

داودیان

نصب بالابر در بالکن اختصاصی آپارتمان

ایجاد یا عدم ایجاد مزاحمت برای همسایگان مطابق با نظر عرف


آقای ع . ا :

با سلام من در بالکن آپارتمانم در طبقه 4ام یک بالابر نصب کرده ام فقط برای بالا بردن مایحتاج روزانه و خریدم باتوجه به اینکه بار اینجانب برای بالا رفتن باید از جلوی بالکن طبقات پایینی عبور کند آیا ازنظر قانونی منعی برایم وجود دارد یا خیر؟ و دیگر اینکه چون میله های نگه داری این بالابر و موتور ان که درقسمت بالا است و دیده می شود ایا منعی از نظر فضا و نمای ساختمان برایم دارد یا خیر؟ با تشکر از راهنمایی شما.


پاسخ: با سلام به بازدیدکننده محترم؛

قانون تملّک آپارتمان ها با اصلاحیات بعدی قسمتهای اختصاصی و مشترک آپارتمان ها را احصاء نموده منطوق و مفهوم تبصره 3 از ماده 4 قانون موصوف، بالکن در سئوال مطروحه را از قسمت های اختصاصی محسوب نموده است. تبصره مزبور اذعان می دارد:  

تبصره 3 ماده 4 قانون تملّک آپارتمانها: «چنانچه چگونگی استقرار حیاط ساختمان یا بالکن یا تراس مجموعه به گونه ای باشد که تنها از یک یا چند واحد مسکونی، امکان دسترسی به آن باشد، هزینه حفظ و نگهداری آن قسمت به عهده استفاده کننده یا استفاده کنندگان است»  (اصلاحی و الحاقی بموجب قانون اصلاح قانون تملک آپارتمانها مصوب 1376).

مفهوم تبصره موصوف مبنی بر هزینه حفظ و نگهداری قسمت های مختلف آپارتمان از جمله بالکن ...

ادامه مطلب ...